خانه » دوران غیبت » ابعاد انتظار

ابعاد انتظار

اکنون این پرسش مطرح است: آمادگى و زمینه سازى در کجا و به چه صورتى؟ براى توضیح این مطلب باید گفت: انسان منتظر باید از آمادگى همه جانبه برخوردار باشد؛ فکرى و روحى، برنامه ریزى، عملى.

آن کس که در انتظار است، آماده مى‌شود تا ضعف‌هاى خودش را برطرف کند و مانع‌ها را بشناسد و در نقطه ضعف‌هاى دشمن خانه بگیرد و از آن سنگر بسازد.
اکنون این پرسش مطرح است: آمادگى و زمینه سازى در کجا و به چه صورتى؟ براى توضیح این مطلب باید گفت: انسان منتظر باید از آمادگى همه جانبه برخوردار باشد؛ فکرى و روحى، برنامه ریزى، عملى.

الف. توانمندى‌هاى فکرى
سقف‌هاى سنگین و رسالت‌هاى بزرگ، پایه‌هاى محکم مى‌خواهند، پایه هایى که در شعور و احساس قرار گرفته باشند. بدین جهت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:
«لکلّ شى دعامه و دعامه هذا الدّین الفقه و الفقیه الواحد أَشدُّ على الشّیطان من أَلف عابد».
براى هر چیز، پایه اى است؛ اساس دین اسلام، فهم عمیق است و یک فقیه در برابر شیطان، از هزار مسلمان عبادت گزار ]بدون شناخت [محکم تر و اثرگذارتر است.
بنابراین، در دوره ى انتظار، باید بنیان‌هاى فکرى عمیقى پیدا کنیم تا در مقابل افکار و مکاتب مختلف از پا نیفتیم؛ اما چگونه؟ بعضى خیال مى‌کنند که براى انتخاب صحیح باید تمام مکاتب را شناخت، آن گاه انتخاب کرد، ولى این بررسى براى انتخاب کافى نیست. زیرا درست است که گفتند باید گفته‌هاى نیکو را گوش داد و بهترین را انتخاب کرد،  ولى بهتر را باید با اصلى سنجید، این اصل کدام است؟
على(علیه السلام) مى‌گوید: «کفى بالمرء جهلاً أن لایعرف قدره».  در نادانى انسان همین بس که با تمامى اطلاعات و مطالعات بزرگ، معیارى نداشته باشى و اندازه ى خودت را نشناسى.
آن چه یک منتظر باید در زمینه ى فکرى به آن مسلح باشد، درک و شناخت قدر خویش است که معیار انتخاب مکتب هاست و انسان را در برابر افکار گوناگون راهنمایى مى‌نماید و انتخاب بهترین را ممکن مى‌سازد. چون بهترین‌ها در شعارى که ارائه مى‌دهند، همراه مقایسه اى که در میان این شعار و قدر وجود من برقرار مى‌شود، انتخاب مى‌گردد.
با توجه به همین معیار است که مى‌توانى کار گروه‌ها و مکتب‌هاى گوناگون را نقد بزنى. لازم نیست همه ى مکاتب را مطالعه کرد، بلکه همین قدر از مکاتب را باید دانست که طرح آن‌ها براى سرانجام انسان چیست؟ مثلا وقتى شما مى‌خواهید یک جفت کفش بخرید، تمام کفش‌هاى یک فروشگاه را آزمایش نمى کنید. اندازه و شماره ى پا، شما را در انتخاب بهترین کمک مى‌کند.
در باره ى مکتب‌ها و گزینش آن‌ها نیز چنین است؛ وقتى من اندازه ى واقعى انسانى خودم را کشف کردم و آن را شناختم، در پى این هستم که مکاتب مختلف، چه لباسى را براى این انسان مى‌دوزند. آن وقت در مى‌یابم لباس هایى را که آن‌ها براى من مى‌سازند، حتى انگشت پاى مرا نمى تواند بپوشاند، جز مکتب تشیع که آرمان‌ها و اهدافش با اندازه ى وجودى و ارزش واقعى انسان، هماهنگ است.
این راه، راه گشاى بن بست‌هاى حیرت زاست. این شروع در ما جریانى پدید مى‌آورد که از مطالعات و تفکرات دیگران هم مى‌توانیم بهره ببریم و این جریان فکرى است که در برابر فکرهاى گوناگون مى‌تواند مقاوم باشد. آرى انسان بى نهایت استعداد دارد.  اگر این را باور کرده باشیم، هیچگاه آن جایگاهى را که داریم، پایان خط نمى دانیم و هماره مجبوریم حرکت کنیم.

ب ـ توانمندى‌هاى روحى
منتظر باید در زمینه ى روحى نیز آمادگى بالایى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصیبت‌ها از کوره در نرود و بار سنگین رسالت و آگاهى‌هاى عظیم را بر عهده گیرد. در واقع، ظرفیت وجودى مرا در کنار گرفتارى‌ها مقاوم مى‌سازد، از این رو وقتى منتظر دعا مى‌کند، از خداوند شناخت مى‌طلبد؛
اللهم عرفنى نفسک….. خدایا؛ خودت را به من بشناسان.
همچنین ثبات قدم را مى‌خواهد؛ ثبتنى على دینک. نیز پایدارى صبر را درخواست مى‌کند؛ صبّر نى على ذلک.  منتظر باید از چنان روحیه اى برخودار شود که همراه رنج‌ها و سختى ها، راحتى‌ها را داشته باشد. زیرا در زمان غیبت، مردم مورد سخت ترین امتحانات قرار مى‌گیرند و زیر و رو مى‌شوند. چنان چه امام باقر(علیه السلام)در پاسخ یکى از یاران که پرسید: فرج شما چه وقت است؟ فرمودند:
هیهات، هیهات لا تکون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا ـ یقولها ثلاثاً ـ حتّى یذهب الکدر و یبقى الصفو.
هرگز هرگز، به این زودى فرج ما نرسد تا غربال شوید،باز هم غربال شوید و باز هم غربال شوید تا کدورت‌ها برود و صفا بماند.
ایجاد روحیه، امر مهمى است که در دوره ى انتظار باید حاصل شود، ولى مهم تر از آن، راه‌هاى ایجاد این روحیه است که چگونه و با چه روشى این روحیه در منتظر پدید مى‌آید. اکنون به مواردى اشاره مى‌کنیم:

۱٫ درک قدر
آدمى که اندازه ى خودش را شناخته، به سبب کمترها توفان نمى گیرد و از جا نمى کند. ظرفیت و وسعت روحى ما در آن چه بر ما اثر مى‌گذارد، و آن را خوب مى‌شماریم و به آن اهمیت مى‌دهیم، مشخص مى‌شود. زیرا امام على(علیه السلام)مى گوید:
قیمه کلّ امرء ما یحسنه؛  قدر الرّجل على قدر همّته؛ ارزش آدم به اندازه ى همان چیزى است که بر او اثر مى‌گذارد و براى او اهمیت دارد.
پس باید به این مرحله برسیم که ارزش وجودى خودمان از چیزهایى که براى ما اهمیت دارند و بر ما اثر مى‌گذارند، بالاتر است. پس همت هایمان فراتر مى‌رود تا آن جا که حرکت مى‌کنیم و در این حرکت با مسایلى رو به رو مى‌شویم که پیشاپیش، آماده شده بودیم.

این نکته ى رمز گر بدانى، دانى        هرچیز که در جستن آنى، آنى
تا در طلب گوهر کانى، کانى        تا در هوس لقمه ى نانى، نانى


۲٫ رفعت ذکر

رفعت ذکر هم سبب وسعت صدر مى‌تواند باشد و قرآن چه زیبا به این موضوع اشاره دارد؛ (ألم نشرح لک صدرک و وضعنا عنک وزرک و رفعنا لک ذکرک).  آن جا که ذکر و یاد تو را، نه اسم و نام تو را (نفرمود: و رفعنا لک اسمک) بالا بردیم، در تو وسعتى پدید آوردیم و بارهاى سنگین و کمرشکن را از تو برداشتیم، تا آن جا که تو همراه هر رنج، دو راحتى مى‌دیدى؛ (فانّ مع العسر یسراً انّ مع العسر یسراً).  تکرار نکره صفحه ى بعد، یُسر بدون الف و لام، است. پس همراه هر رنج، دو راحتى هست که تو ورزیده شده اى و با رفعت یاد و ذکر به وسعت سینه، راه یافته اى .

۳٫ دیدن تمام راه
کسى که تمامى راه را دیده، مانع‌ها را شناخته است، این وجود آگاه مطلع منتظر است و از دیدن حوادث و گرفتارى‌ها نمى لرزد. زیرا از پیش آماده شده، به انتظار نشسته است. کسانى مى‌لرزند که با رؤیاها و توقع‌هاى بى حساب، راه افتاده اند و به گمانشان تا راه افتادى، تمام دشمن‌ها برایت نقل و نبات مى‌آورند.
ولى آنان که مانع‌ها را دیده اند و براى مبارزه با آنها آماده شده اند به وسعت روحى رسیده اند و با استقامت و مجاهدت به پیمودن راهشان ادامه مى‌دهند.

۴٫ اطاعت و تقوا

کسى که حدود را مى‌شناسد و تکلیفش را مى‌داند و به این تکلیف مى‌خواهد عمل کند، دیگر فشارى ندارد، بلکه در جایگاه امن نشسته است؛ (انّ المتقین فى مقام أمین).  وجودى که تکلیفش را شناخته، وحى را مى‌فهمد، از آن چه پیش مى‌آید، وحشت ندارد، حتى با آن چه مى‌شود، کارى ندارد.
آن رسول عزیز(صلى الله علیه وآله و سلم) مى‌فرمود: (ما کنت بدعاً من الرّسل)؛ من از میان رسولان بدعت و چیز تازه اى نیاورده ام. و ما أدرى مایفعل بى و لا بکم؛ حتى نمى دانم که براى من و شما، چه پیش مى‌آید. (ان اتبع الا ما یوحى الىّ).  من فقط بر روى مرز و به دنبال وحى حرکت مى‌کنم. زیرا همین اطاعت و تقوا و عمل به وظیفه است که امن مى‌آورد و از بن بست بیرون مى‌کشد؛ (و من یتق الله یجعل له مخرجاً).

۵٫ پیوند با خدا
رزق انسان فقط در خواندن کتاب نیست. مطالعه ى آفاق و انفس هم آیه‌ها و نشانه هایى را در پى دارد و مایه‌هاى فکرى و روحى انسان را استحکام مى‌بخشد. افزون بر این، کسانى که روز را با خلق خدا به سر مى‌برند، باید در شب به یاد خدا باشند و از قرب او رزق بگیرند، تا بار برخوردهاى سنگین و درگیرى‌هاى مستمر روزانه را بتوانند به دوش بگیرند.
به همین دلیل، رسول باید پیش از قیامش در روز، شبانه برخیزد و قرآن را آرام آرام بخواند و با ترتیل در وجودش بنشاند؛ چون مى‌خواهد قول ثقیل و رسالت سنگینى را بر دوش بگیرد.  این پیوند شبانه و دعا، قرائت یا قیام فراهم کننده ى رزق روزانه ى مؤمن منتظر است که سوخت و ساز و درگیرى و برخوردهاى شکننده دارد.

۶٫ تمرین و ممارست
اگر انسان با آن شناختى که یافته، زندگى کند؛ یعنى؛ آن چه فهمید، حرکت و تمرین کند، بارهاى سنگین را مى‌تواند بردارد.
چنین کسانى به ثبات مى‌رسند؛ (مثل کلمه طیبه کشجره طیبه أصلها ثابت و فرعها فى السماء) ، یک انسان پاک مثل درخت پاک است، ریشه‌هاى ثابتى دارد و شاخ و برگ گسترده. (یثبت اللّه الذین امنوا بالقول الثابت)  کسانى که ایمان آورده اند، با گفته‌هاى ثابت تثبیت مى‌شوند. آن یافته‌هاى انسان، اگر در او شکل گیرد و با آن زندگى کند، با همان‌ها به ثبات مى‌رسد و قدرت پیدا مى‌کند.

ج. برنامه ریزى
منتظر باید طرح داشته باشد و با توجه به نقشه ى سازندگى، دنبال مصالح و لوازمى باشد که قبلا برنامه ریزى کرده است. نکاتى که در این زمینه باید مد نظر داشت، عبارت است از:

۱٫ هدف مندى
طرح بر اساس هدف و هدف بر اساس درک از قدر و ارزش، شکل مى‌گیرد. با در دست داشتن هدف، کلید طرح به دست مى‌آید.

۲٫ ارزش مندى هدف
انسانى که خودش را میوه ى هستى مى‌بیند و آدمى که در او همت‌هاى بلند شکل مى‌گیرد و مسئولیت‌هاى بزرگ پذیرفته مى‌شود، فقر و جهل و فسق و شرک و کفر را نمى تواند تحمل کند. او در خود و در اجتماع، در پى این ارزش‌هاى بالاتر مى‌گردد و براى این ارزش‌هاى مقدس مجبور است که طراحى کند.

۳٫ تجزیه ى هدف
بهترین کار براى رسیدن به هدف و برداشتن موانع، تقسیم آن هاست؛ یعنى باید نیازها، مسایل، مراحل و موانع را شناسایى کرد. هم چنین باید به جاى نشستن و حسرت خوردن، حرکت کرد تا راه رسیدن به هریک از مقدمات و مراحل را شناخت و براى درگیرى با مانع‌ها آماده شد.
هنگامى که هدف‌هاى بزرگ تجزیه مى‌شوند، راحت و آسان خواهند شد و هدف‌هاى کوچک هنگامى که خرد نشوند، ناممکن و محال جلوه مى‌کنند.

۴٫ ابتناء بر فقه و آگاهى

اکنون این طرح و تقدیر، انسان منتظر را از پراکنده کارى و دوباره کارى و خراب کارى، نگه مى‌دارد؛ چون کارهاى پراکنده در طرح، جان گرفته، به سوى هدف، هماهنگ گردیده، از فقه و آگاهى، برکت مى‌گیرد.
قرآن مجید به عواملى اشاره مى‌کند که با همراهى آن ها، انسان منتظر در برابر دشمن ـ هرچند ده برابر باشد ـ نه تنها مقاوم، که پیروز مى‌گردد. قرآن به ما مى‌آموزد که همراه عناصرى بر دشمن غلبه خواهید یافت. آن گاه در بیان علتش مى‌فرماید: (بأنهم قوم لایفقهون)؛  چون آن‌ها بینشى ندارند.
پس عنصر فقه همراه عناصر صبر، تجمع و ایمان مؤمن منتظر را در برابر دشمن که ده برابر اوست، مى‌تواند به پیروزى رساند.

د ـ توانمندى در عمل
در مرحله ى عمل، به دو عامل دیگر نیاز است. که در روش تربیتى انبیا از آن سخن به میان رفته است؛ (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان).  همه ى انبیا افزون بر بینات، همراه با کتاب و میزان بوده‌اند. در بینش دینى، افراد نه با عمل که با بینش شان از یک عمل، به ارزش مى‌رسند. در بینش اسلامى، همه مسئول هستند؛ کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیّته.
انجام دادن چنین مهمى، به دو عامل دیگر نیازمند است، کتاب و میزان؛ یعنى با کتاب، به ضابطه‌ها برسد و دستورها را بشناسد و هنگام تزاحم دو دستور، با میزان‌ها و معیارها، از بن بست بیرون بیاید.

۱٫ کتاب
منظور از کتاب، همین قرآن، تورات و انجیل نیست و این پیداست که همه ى انبیا، صاحب کتاب هایى مثل تورات و انجیل و زبور و قرآن نبوده‌اند.این کتاب همان ضابطه‌ها و دستورهاى مکتوب است؛ (کتب علیکم الصیام).  و (کتب علیکم القتال).
منتظر مؤمن که خودش را در دنیاى رابطه‌ها مى‌بیند و در میان نظام، علیتى و علمى مى‌شناسد، این گونه نمى تواند اقدام کند، بلکه براى هر رابطه، به ضابطه و دستور نیاز دارد؛ چون انسان، نه تنها از عبادالله و بلادالله، از بیابان‌ها و چهارپایان هم بازخواست مى‌شود.

۲٫ میزان
به اندازه ى تمامى پدیده ها، تکلیف و حکم هست. این تکالیف خود با هم تعارضى ندارند، ولى مسأله آن جا سبز مى‌شود که این‌ها در یک زمان به سراغ تو بیایند. اگر در یک زمان محدود با تمامى این دستورها، روبه رو شوى، چه مى‌کنى؟ آیا به کارى مى‌پردازى و بقیه را مى‌گذارى یا غصه ى کارهاى مانده را بر دلت بار مى‌کنى یا در هنگام تزاحم، دنبال معیار و میزان مى‌گردى؟ این میزان‌ها عبارت است از:

الف ـ توجه به عامل، جهت و اثر عمل
براى فهم حکم و حقیقت آن، توجه به امور پیش گفته لازم است. بدین سبب، مؤمن منتظر در حکمى که مى‌شنود و عملى که مى‌خواهد بیاورد، باید به این میزان‌ها توجه کند که چه عاملى او را وادار مى‌کند و چه جهتى او را مى‌خواند و این عمل سازنده تر است یا عمل دیگر.
ب ـ اهمیت، صعوبت و مخالفت هوس
هنگامى که به دو کار برخورد مى‌کنى، نگاه کن که خدا کدام یک را بهتر مى‌پسندد و کدام یک اهمیت بیش ترى دارد. اگر در نظر خدا برابر بودند، ببین کدام بر تو سخت تر است. آن چه سخت تر است، سازنده تر خواهد بود؛ أفضل الأعمال أحمزها.
آن جا که در صعوبت با هم یکسانند، معیار مخالفت با هوس در میان است. امام على(علیه السلام) در شمارش خصلت‌هاى برادرش مى‌فرماید:
«و کان اذا بدهه أمران ینظر أیُّهما أقرب الى الهوى فیخالفه».
آن جا که با دو کار ناگهانى روبه رو مى‌شد، او مسلط بود. به هوا نزدیک تر بود، با آن مخالفت مى‌کرد و آن را کنار مى‌زد.
آن چه گفتنى است: این میزان حساب شده است؛ چون کارى که بر تو فشار بیش ترى مى‌آورد، به تو قدرت بیش ترى خواهد داد و تو را به معراج بالاترى خواهد رساند.
ج ـ اصول عملیه (برائت، استصحاب، احتیاط، تخییر)
مؤمن هیچ گاه بن بستى ندارد؛ چون اگر در مقام عمل دچار شک شود، اصول عملیه در این گونه موارد راه گشاست و این از بزرگ ترین نعمت‌هاى اصول اسلامى است و ما از آن غافلیم. چون جایگاهش را نمى دانیم و فقط در احکام از آن استفاده مى‌کنیم.

۳٫ آسیب‌هاى عمل
از کتاب و میزان که بگذریم، در مرحله ى عمل به آفات عمل نیز باید توجه شود؛ چون مؤمن منتظر، ممکن است در مرحله ى عمل با آفت هایى روبه رو شود و تمام آن چه را به دست آورده، چون شیطان یک جا از دست دهد. براى این که منتظر در مرحله ى آمادگى عملى، از آفات مصون بماند، به نکات زیر نیز باید توجه داشته باشد:
۱٫ مبناى عملش جوّ و روح جمعى و چشم و هم چشمى نباشد، بلکه شهادت و دیدار آتش و بهشت باشد؛ مؤمن شغل من الجنه و النار أمامه.  هر کلمه و هر حرکت او یا به آتش یا به بهشت راه دارد؛ با این شناخت مشغول مى‌شود و از آفت توقع مزد و سپاس از دیگران رها مى‌شود و تا حد ایثار حرکت مى‌کند و تازه خود را بدهکار هم مى‌داند.
۲٫ منتظر عمل را جدا از حجم و مقدارش با توانایى خود باید بسنجد، نه با دارایى ها. زیرا: (لیس للانسان الا ما سعى).  با شناخت خصلت‌هاى عمل؛ یعنى سعى در زیاد شمردن کارهاى خوب و کم دیدن کارهاى شر، رهایى مى‌یابیم. چون خیرى که زیادش مى‌بینى، عقیم مى‌ماند و شرّى که اندکش مى‌شمارى، فزونى مى‌یابد. باید به عکس رفتار کرد تا خیرها زیاد شوند و شرها عقیم بمانند.
۳٫ عمل منتظر در زمان و مکان مناسب باید انجام گیرد، چون درست است که توّابین خون‌هاى خود را در راه امام حسین(علیه السلام) دادند، اما اگر این خون‌ها در روز تاسوعا به حسین مى‌رسید، شاید عاشورایى پیش نمى آمد؛ (سارعوا الى مغفره من ربّکم).
۴٫ منتظر از افراط و تفریط باید بپرهیزد و از سنت جدا نشود؛ لا نیه الاّ باصابه السنّه.
۵٫ جهت و هدف عمل منتظر باید مشخص باشد؛ من أبدى صفحته للحق هلک.  کسى که رودرروى حق حرکت کند، نابود مى‌شود.
۶٫ منتظر به ظاهر عمل خود مغرور نشود که ارزش عمل متناسب با نیت است؛ حاسبوها قبل أن تحاسبوا ، نه حاسبوا أعمالکم؛ یعنى نیت‌هاى خود را محاسبه کنید.

 منبع :mahdi313.com

اکنون این پرسش مطرح است: آمادگى و زمینه سازى در کجا و به چه صورتى؟ براى توضیح این مطلب باید گفت: انسان منتظر باید از آمادگى همه جانبه برخوردار باشد؛ فکرى و روحى، برنامه ریزى، عملى. آن کس که در انتظار است، آماده مى‌شود تا ضعف‌هاى خودش را برطرف کند و مانع‌ها را بشناسد و در نقطه ضعف‌هاى دشمن خانه بگیرد و از آن سنگر بسازد. اکنون این پرسش مطرح است: آمادگى و زمینه سازى در کجا و به چه صورتى؟ براى توضیح این مطلب باید گفت: انسان منتظر باید از آمادگى همه جانبه برخوردار باشد؛ فکرى و روحى، برنامه ریزى، عملى. الف. توانمندى‌هاى فکرى سقف‌هاى سنگین و رسالت‌هاى بزرگ، پایه‌هاى محکم مى‌خواهند، پایه هایى که در شعور و احساس قرار گرفته باشند. بدین جهت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «لکلّ شى دعامه و دعامه هذا الدّین الفقه و الفقیه الواحد أَشدُّ على الشّیطان من أَلف عابد». براى هر چیز، پایه اى است؛ اساس دین اسلام، فهم عمیق است و یک فقیه در برابر شیطان، از هزار مسلمان عبادت گزار ]بدون شناخت [محکم تر و اثرگذارتر است. بنابراین، در دوره ى انتظار، باید بنیان‌هاى فکرى عمیقى پیدا کنیم تا در مقابل افکار و مکاتب مختلف از پا نیفتیم؛ اما چگونه؟ بعضى خیال مى‌کنند که براى انتخاب صحیح باید تمام مکاتب را شناخت، آن گاه انتخاب کرد، ولى این بررسى براى انتخاب کافى نیست. زیرا درست است که گفتند باید گفته‌هاى نیکو را گوش داد و بهترین را انتخاب کرد،  ولى بهتر را باید با اصلى سنجید، این اصل کدام است؟ على(علیه السلام) مى‌گوید: «کفى بالمرء جهلاً أن لایعرف قدره».  در نادانى انسان همین بس که با تمامى اطلاعات و مطالعات بزرگ، معیارى نداشته باشى و اندازه ى خودت را نشناسى. آن چه یک منتظر باید در زمینه ى فکرى به آن مسلح باشد، درک و شناخت قدر خویش است که معیار انتخاب مکتب هاست و انسان را در برابر افکار گوناگون راهنمایى مى‌نماید و انتخاب بهترین را ممکن مى‌سازد. چون بهترین‌ها در شعارى که ارائه مى‌دهند، همراه مقایسه اى که در میان این شعار و قدر وجود من برقرار مى‌شود، انتخاب مى‌گردد. با توجه به همین معیار است که مى‌توانى کار گروه‌ها و مکتب‌هاى گوناگون را نقد بزنى. لازم نیست همه ى مکاتب را مطالعه کرد، بلکه همین قدر از مکاتب را باید دانست که طرح آن‌ها براى سرانجام انسان چیست؟ مثلا وقتى شما مى‌خواهید یک جفت کفش بخرید، تمام کفش‌هاى یک فروشگاه را آزمایش نمى کنید. اندازه و شماره ى پا، شما را در انتخاب بهترین کمک مى‌کند. در باره ى مکتب‌ها و گزینش آن‌ها نیز چنین است؛ وقتى من اندازه ى واقعى انسانى خودم را کشف کردم و آن را شناختم، در پى این هستم که مکاتب مختلف، چه لباسى را براى این انسان مى‌دوزند. آن وقت در مى‌یابم لباس هایى را که آن‌ها براى من مى‌سازند، حتى انگشت پاى مرا نمى تواند بپوشاند، جز مکتب تشیع که آرمان‌ها و اهدافش با اندازه ى وجودى و ارزش واقعى انسان، هماهنگ است. این راه، راه گشاى بن بست‌هاى حیرت زاست. این شروع در ما جریانى پدید مى‌آورد…

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید !
۰ bigtheme

درباره ی ابوالفضل

ابوالفضل هستم ، دانشجوی دانشگاه فرهنگیان ، و سعی دارم که در این سایت بیشتر مطالب مذهبی و...قرار بدهم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت