خانه / حکومت اسلامی / امام خمینی / دیدگاه فلسفی امام خمینی (ره)

دیدگاه فلسفی امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) همان گونه که فقیهی ژرف اندیش، اصولی متبحر و عارفی وارسته بود در حکمت و فلسفه نیز دستی توانا داشت. سابقه تدریس طولانی و تدوین کتب وزین وی در این رشته، گواه بر این مدعاست.
گرچه دیدگاههای فلسفی این فیلسوف فرزانه در این مختصر نمی گنجد ولی از باب نمونه، مروری داریم به برخی از دیدگاههایی آن؛ البته دیدگاههایی که به مسائل تربیتی، ارتباط بیشتری دارند:
الف : هستی شناسی (جهان شناسی)
۱- جمیع ابعاد وجود از اعلی مراتب غیب تا ادنی منازل شهود، عین تعلق و ربط محض و وابسته به قیوم مطلق اند.[۱] ۲- جهان، نه تنها در پیدایش خود محتاج و وابسته به خداست بلکه در همه لحظه های تداوم وجود خویش نیز محتاج به اوست که اگر لحظه ای فیض حق دریغ شود، نابود خواهد شد.[۲] ۳- ارتباط میان ذات حق و جهان، از نوع ارتباط تعلقی است که پروردگار متعال احاطه قیومی بر همه ابعاد آن دارد[۳] ۴- جهان و همه ابعاد آن دارای شعورند و تسبیح همه موجودات، تسبیح شعوری است نه تکوینی؛ چون از حیات و شعور، نشأت یافته اند[۴] و البته این تسبیح را برخی از انسانهای کامل، ادارک می کنند (کما قال عبد الله بن مسعود و لقد کنا تسمع تسبیح الطعام).[۵] ۵- وجود جهان و هستی آن، وجودی ظلی و سایه گونه است و در واقع هستی آن مجزا، مستقل و غیر وابسته نیست و هویت وجودی جهان رامی توان به وجود سایه بالنسبه به صاحب آن تشبیه کرد.[۶] ۶- در جهان جز اراده او (خدا) چیزی حاکم نیست و همه گونه آفرینشها و تأثیر بخشی در اصل متکی به قدرت اوست (لا موثر فی الوجود الا الله).[۷] ۷- ما فقط از آثار وجود خدا به وجود او پی می بریم، ولی در باب درک چگونگی او، ما را توانی نیست؛ چرا که او غیب الغیوب است، و از تیر رس عقل ما به دور می باشد[۸] و البته از طریق شهود باطنی نیز نمی توان ذات احدیت را مشاهده کرد؛ زیرا انسان، حجاب خود است او از درک حقیقت وجودی خود عاجز است پس چگونه می تواند از پشت پرده حجاب وجودی خود، ذات احدیت را ادراک نماید؟.[۹] عنقا شکار کس نشود دام بازگیر کانجا هنوز باد بدست دام را
۸- جهان به خاطر اشتداد فقری جز از مجرای وسایط فیض، نمی تواند از فیض الهی برخوردار شود و آن وسایط، جز، همان حقیقت لیله القدر و اسم اعظم الهی نمی باشد که از آنان به عنوان (خلیفه الله) یاد می شود که دارا بودن دو صبغه و وجهه (یلی الخلق)و (یلی الرب)از ویژگی آن است. (خلیفه الله)هم مقام عندیت و شهود را دارا می باشد و هم متصل به خلق است؛ یعنی از سویی متصل به حق و خالق و از سویی متصل به مخلوقات است و او همان نورانیت ولایت کبری محمدی صلی الله علیه و آله و خلافت عظمای حضرت خاتم الانبیاست[۱۰] که اولین مخلوق الهی نیز می باشد[۱۱] و گاهی به عنوان (عقل)از او یاد شود.[۱۲] (و مشکل ربط حادث به قدیم از غامض ترین مسائل فلسفی است، از این راه حل می گردد)
۹- وجود کمال را در جهان نمی توان انکار کرد و در این صورت باید دانست که خدا نه تنها منشاء همه گونه کمالات است بلکه وجود کمالات برای او ذاتی (یعنی عین ذات اوست) است نه زاید بر ذات و وارد بر ذات او غیر از او منشاء کمالی نیست به دلیل آنکه منشاء کمال، یا وجود است یا عدم و نیستی و یا ماهیت. نیستی و عدم هیچگاه نمی تواند منشاء آفرینش و پیدایش چیزی باشد. ماهیت نیز پیراسته از وجود و عدم است و قهرا مبداء پیدایش جز امری وجودی نمی تواند باشد.
در نتیجه؛ وجود است که مبداء همه گونه کمالات است و از اینکه کمالات برای آن وجود ذاتی اند نه زاید و حادث بر آن؛ به دلیل آنکه اگر چنین نباشد لازم می آید:
اولا: ذات خدا مرکب باشد که این خود نشانه امکان است.
ثانیاً: مبداء آفرینش متعدد باشد که با توحید ناسازگار است.
و ثالثا: ذات خدا محتاج باشد که این مساله نیز با غنی بالذات بودن خدا ناسازگار است[۱۳] پس همه کمالات از اویند و برای او نیز ذاتی می باشند.
۱۰- در جهان، آنچه از خدا نشاءت می گیرد و از اوست، همان کمال یعنی وجود است، ولی نقایص، برخاسته از نفس ماهیات اند، نه از قادر متعال.[۱۴] ۱۱- تأثیر و تأثر میان خالق و مخلوق از مقوله تضایف میان علت و معلول متعارف نیست و از مقوله اضافه و تضایف میان علت و معلول متعارف نیست بلکه از مقوله اضافه و تضایف اشراقی است؛[۱۵] زیرا پروردگار، قیوم بذاته است و سایر موجودات متقوم به او و احتیاج و فقر محض اند:
(ان الوجود… لیس له ماهیه بل هو وجود محض متعلق بالواجب تعالی و ربط محض و تعلق صرف و معنا حرفی و بهذا یفرق بیته و بین الواجب تعالی فان الواجب قیوم بذاته مستقل فی هویته والوجود العام المتقوم به ذاتا صرف الاحتیاج و محض الفاقه)[۱۶] ب : شناخت شناسی
موضوع فوق، دارای ابعاد گوناگونی است که بناچار در محدوده چار چوب این نوشتار به برخی از مسائل که ارتباط بیشتری با مسأله تعلیم و تربیت دارند، اشارتی داریم :
شناخت و دریافت حقایق هستی و راهیابی به اسرار نهفته در گیتی برای انسان از راههای گوناگون صورت می پذیرد و آن راهها عبارتند از:
۱- حواس ظاهر
معرفت برخی از حقایق از راه حواس انجام می گیرد و در این رابطه کسی که حسی از حواس را فاقد باشد از معرفت حاصله از راه آن نیز بی نصیب است[۱۷] ۲- عقل و اداراکات عقلی
استفاده از عقل، مورد توجه اکید اسلام است. و روایات شریفه از جمله (دین الله لا یصاب بالعقول) مربوط به احکام تعبدی دین است و گرنه در باب اثبات صانع، توحید و تقدیس، اثبات معاد و نبوت بلکه مطلق معارف، از عقل می توان استمداد جست و کلام برخی که می گویند در اثبات توحید، فقط باید به دلیل نقلی اعتماد جست، از مصایب است.[۱۸] ۳- فطری و بینشهای فطری
در انسان، بینش های فطری وجود دارد، از جمله : توحید، معاد بلکه رئوس همه معارف و عقاید ما فطری می باشند.[۱۹] ۴- رؤیاهای صادقه
عامل اصلی مشاهدات نفسانی و اطلاع و آگاهی از حقایق هستی، انقطاع و انسلاخ نفس انسان از پرداختن و توجه به طبیعت و زندگی طبیعی است و این انقطاع، گاهی از راه خواب صورت می پذیرد.[۲۰] ۵- مکاشفات و شهود باطن [۲۱] چنانکه در باب رؤیا خاطر نشان کردیم، آنگاه که روح انسان از سرگرمی ها و اشتغالات برکنار ماند، می تواند از حقایق جهان، آگاهی یابد (المکاشفه المعنویه للحقایق بالاطلاع علی عالم الاسماء و الاعیان)[۲۲] او می تواند نادیدنی ها را ببیند و حتی از گذشته و آینده با خبر شود و این فراغت در صورت حصول انقطاع است و انقطاع نیز:
گاهی در پرتو وقوع امور هولناک در زندگی،
گاه از طریق و اشاره ولی الله و انسان کامل،
و نیز گاهی از راه کمالات نفسانی برای آدمی حاصل می شود که در پرتو آن (انقطاع) گاهی انسان به مشاهده بخشی از حقایق هستی نایل می گردد. گاهی نیز جمیع حقایق از ازل تا ابد را مشاهده می کند.[۲۳] ۶- وحی و مکتب انبیا
از راه وحی و مکتب انبیا نه تنها فطرت و بینشهای فطری انسان به فعلیت و تجلی در می آیند[۲۴] و افق عقل و میدان دید آن نیز گسترده تر می گردد[۲۵] بلکه انسان به بسیاری از حقایق فراتر از تیررس حس و عقل آدمی دست می یابد[۲۶] زیرا رسولان، منصوب از طرف خدا و مجری احکام او در جهان اند بر این اساس اینان امانتدار اسرار اویند و از ابعاد هستی با خبرند. [۲۷] ج : انسان شناسی (خودشناسی)
انسان شناسی و معرفه النفس، در نظر امام – سلام الله علیه – از اهمیت ویژه ای برخوردار است او همواره در نوشتار، گفتار و رهنمودها بدین مهم توجه می داد و ابعاد مختلف وجود انسان، حقیقت نفس و اهمیت آن را خاطر نشان ساخته اند، از جمله :
۱- (معرفه النفس) نردبان راهیابی به آسمان معارف و حقایق است و کسی که نقش خویش را شناخت، خدای خود را شناخته است. [۲۸] ۲- مراد از (نفس) همان عنصر ملکوتی است که در عین ارتباط با بدن، وجودی مستقل از آن دارد؛زیرا موجودی مجرد یعنی غیر مادی است، ولی بدن موجودی است مادی و غیر مجرد. [۲۹] ۳- (نفس)ویژگی هایی دارد که بدن فاقد آنهاست. نفس پس از جدایی از بدن به حیات خویش ادامه می دهد [۳۰] این ویژگی انسان است [۳۱] نفس موجودی با شعور و آگاه است [۳۲] و در آن واحد صور مختلفی را می پذیرد [۳۳]؛در حالی که بدن در آن واحد بیش از یک صورت را نمی تواند دارا باشد.
هر چه عمر نفس بگذرد، قویتر می گردد، در حالی که بدن فرسوده گشته و رو به کهولت می رود [۳۴] نفس از بدن به عنوان یک ابزار استفاده می کند و نفس است که بدن را از نابود شدن حفظ می کند. [۳۵] ۴- انسان، عصاره ای از تمام اسماء و صفات الهی است [۳۶] ۵- انسان موجودی برگزیده شده و انتخاب گشته است. [۳۷] و اسرار الهی فقط توسط انسان آشکار می گردد.
۶- انسان پرتوی از جمال است، ولی باید توجه داشت که آدمی عین ذات حق نخواهد بود بلکه نسبت میان او و ذات پروردگار متعال، تباین ذاتی است [۳۸] و مسأله یگانگی که اهل مکاشفه می گویند، مربوط به تجلی است نه در مرتبه ذات. [۳۹] ۷- غیر از انسان هیچ موجودی مظهر تام اسمای الهی نیست و این مسأله فقط به انسان اختصاص دارد. [۴۰] ۸- آفرینش انسان، مقصود اصلی خلقت جهان است؛یعنی پیدایش اصلی از آفرینش همه موجودات جهان؛(انسان)است و با پیدایش انسان، آفرینش به تمامیت و اکمال خود دست یافت [۴۱] (چنانکه در حدیثی قدسی آمده است یابن آدم خلقت الاشیاء لا جلک و خلقتک لا جلی) [۴۲] ۹- اسرار الهی، فقط توسط انسان آشکار می گردد [۴۳] ۱۰- انسان در آغاز، حیوان بالفعل و انسان بالقوه است [۴۴] هر گاه تمام بالقوه و استعدادهای نهفته و گرایش ها و بینش های فطری او به فعلیت در آمده باشد و شکوفا گردد؛ [۴۵] (انسان) به مقام خلاف (خلیفه اللهی) نایل می آید لذا سید بن طاووس سالروز مکلف شدن خود را جشن می گرفت. [۴۶]


[۱] . ر. ک آداب الصلوه، امام خمینی، ص ۹۵ و ۱۳۱٫
[۲] . ر. ک آداب الصلوه، امام خمینی، ص ۹۵ و ۱۳۱٫ر. ک آداب الصلوه، امام خمینی، ص ۹۵ و ۱۳۱٫
[۳] . چهل حدیث امام، حدیث ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۴] . آداب الصلوه، ص ۲۵۶٫ مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۱۸۷٫
[۵] . ر. ک تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۸۹٫
[۶] . همان مدرک : ص ۱۴۹٫
[۷] . سر الصلوه، ص ۹ و آداب الصلوه، ص ۱۳۱٫
[۸] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۲۵ – ۲۸٫
[۹] . ر. ک تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۷۰- ۷۱٫
[۱۰] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۳۰، ۵۰ و ۵۳٫
[۱۱] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۳۰، ۵۰ و ۵۳٫
[۱۲] . تعلیقات علی مصباح الانس، ص ۲۳۳٫
[۱۳] . ر. ک : طلب واراده، ص ۱۲و ۱۶٫
[۱۴] . تعلیقات علی مصباح الانس، ص ۲۶۸ و ۲۸۷٫
[۱۵] . تعلیمات علی مصباح الاءنس، ص ۲۶۸ و ۲۸۷
[۱۶] . تعلیمات علی مصباح الاءنس، ص ۲۶۸ و ۲۸۷
[۱۷] . ر. ک مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۲۷ و ۳۷٫
[۱۸] . آداب الصلوه، ص ۲۰۰٫
[۱۹] . صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۳۴٫ طلب و اراده، ص ۱۵۴ و ۱۵۵٫ چهل حدیث، حدیث ۱۰، ص ۱۶۸٫ و حدیث ۱۱ا، ص ۱۸۰: (… فطره الله، ای العش باکمال المطلق… و یتبع هذه الفطره اخری فیها هی فطره الانزجار عن النقص… الفطره الاصیله هی فطره باکمال المطبق و الفطره التبعیه هی فطره الانزجار عن النقص… و هما جناحان یطیر الی الله بهما الی و کره و هو فناء الله و جنابه)، طلب و اراده، ص ۱۵۲و ۱۵۳)
(ثم ان الله لم یترک الانسان بفطرته لعملمه تعالی بانه سیحجب عن الفطره المخموره بابتلائه الحیوانیه و و الشهویه و الغضبیه و القوه الوهمیمه الشیطانیه و هذه القوی فطره الیها فی عیشه و بقائه شخصا و نوعا و فی رقاه و سلوکه الی الله تعالی….الخ)، (ر. ک : طلب و اراده، ص ۱۵۴- ۱۵۵)
[۲۰] . ر. ک : شرح اسفار نسخه خطی در آستانه طبع)، مبحث معاد و تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۳۶٫
[۲۱] . سر الصلوه، ص ۱۹-۲۰٫
[۲۲] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۷۹
[۲۳] . آداب الصلوه، ص ۲۸۴ و ۳۴۴٫
[۲۴] . چهل حدیث، حدیث ۱۱ ص ۱۸۰٫
[۲۵] . صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۲۵۰٫
[۲۶] . صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۲۵۰ – ۲۵۱٫
[۲۷] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۹۸٫
[۲۸] . ر. ک مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۳۲٫
[۲۹] . چهل حدیث، حدیث اول، ص ۵ و ۳۳٫
[۳۰] . چهل حدیث، حدیث ۴، ص ۱۹٫
[۳۱] . مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، امام خمینی، ص ۵۵٫
[۳۲] . صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۶۷٫
[۳۳] . چهل حدیث، حدیث ۱۲، ص ۱۹۸ و ۱۹۹٫
[۳۴] . چهل حدیث، حدیث ۱۲، ۱۹۸و ۱۹۹٫
[۳۵] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۶۱ و ۸۸ /
[۳۶] . چهل حدیث، حدیث ۱۵، ص ۲۵۶٫ و حدیث ۱۶، ص ۲۵۸٫
[۳۷] . صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۳۰٫
[۳۸] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۲۵ و ۳۲٫
[۳۹] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۲۵ و ۳۲٫
[۴۰] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۶۱٫
[۴۱] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۶۰ -۶۱٫
[۴۲] . آداب الصلوت، ص ۲۶۳٫
[۴۳] . تعلیقات علی شرح الحکم، ص ۱۶۱٫
[۴۴] . چهل حدیث، حضرت امام خیمنی – سلام الله علیه -، حدیث دهم، مقام اول، ص ۱۶۸ص ۱۴۴٫ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۹۰٫
[۴۵] . چهل حدیث، حدیث ۱۵۰، ص ۲۲۷٫ وحدیث ۱۶، ص ۲۶۰ و ۲۶۱٫
[۴۶] . مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص ۵۷، ۸۲ و ۱۹۶٫ چهل حدیث، حدیث ۱۶ ص ۲۶۱٫
@#@
۱۱- انسان نه تنها در جهت رشد و شکوفایی و فعلیت توانهای بالقوه بلکه در زندگی، همواره، نیازمند به مکتب انبیاست تا راه سعادت را بپیماید. [۱] ۱۲- چون علقه و ارتباط انسان پس از موت در رابطه با بدن او قطع نمی شود، مشکلی در باب مسأله رجعت و زنده شدن مردگان به چشم نمی خورد. [۲] ۱۳- انسان از حیث مراتب سعادت و شقاوت نامتناهی است. [۳] او می تواند از جنبه سعادت و فضیلت تا آنجا اوج گیرد که (یدالله)، (اذن الله) و…شود آنچه اندر وهم ناید آن شود). از نظر جنبه شقاوت و رذیلت نیز حدی سقوط کند که به آخرین مراتب ظلمات قدم نهد [۴] و در نتیجه، ملکات و صفات نفسانی او نیز از نظر حسنه و سیئه، دارای مراتب نامتناهی است [۵] او نه تنها از حیث صفات [۶] بلکه از نظر بینش نامتناهی است [۷] و هنگامی که پروردگار متعال، اسماء را به وی تعلیم داد، همه گونه دانشها، هنرها و حرفه ها را به او آموخت. [۸] ۱۴- همواره خلیفه الهی از میان انسانها در جهان وجود دارد. این خلیفه ظاهری (راهبر معصوم) منصوب از سوی خدا و مجری احکام اوست و در هر عصری بیش از یکی نیست، چون کسی (خدا) که وی را منصوب کرد و بدین امر خطیر می گمارد، یکی بیش نیست.[۹] ۱۵- ظرفیت علمی و توان فراگیری انسان بزرگترین ظرفیت جهان است بر این اساس، پروردگار متعال درباره هیچ مخلوقی جز آدم نگفت [۱۰] (و علم آدم الاسماء کلها) [۱۱] (سوره بقره، آیه ۳۱)
۱۶- انسان موجودی است فناپذیر و جاودانه. و این حقیقت، طی نامه ای، در آخرت رسما به وی ابلاغ می گردد در قیامت نامه ای به دست او می رسد که در آن آمده است (من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت) [۱۲] و البته آدمی فطرتا خواهان بقا و جاودانگی است و از هر گونه مرگ و زوال، گریزان است. [۱۳] ۱۷- از این نکته غافل نباشیم که انسان را (به گونه ای جامع و کامل) در جهان نمی توان شناخت؛ زیرا دنیا حجابی است برای ملکات نفسانی او و در واقع دنیا ظرف تجلی باطنی او نیست بر این اساس، شناختن و شناسایی واقعی او در جهان دیگر که (یوم تبلی السرایر) است، موکول می گردد [۱۴] و در آن روز، انسان حتی چگونگی ارتباط وجودی با ذات حضرت احدیت را می تواند ادراک نماید. [۱۵] در اینجا بار دیگر نظر امام خمینی (س) را به اختصار یاد آور می شویم :
الف : جسم در خدمت روح است و در پرتو آن کامل می گردد:
(الجسد لا یتم کماله الا بروح التی تدبره و حفظه من الافات) [۱۶] ب : طی مراحل معنوی، جز از راه عبودیت، میسر نیست (اعلم ان العبد السالک الی الله بقدم العبودیه اذا خرج من بیت الطبیعه مهاجرا الی الله) [۱۷] ج : توان مشاهده امور غیبی آدمی به قدر انسلاخ او از بدن اوست (اعلم ان المیزان فی مشاهد الصور الغیبیه هو انسلاخ عن الطبیعه و الرجوع عالمها الغیبیه… و الانسلاخ قد یکون فی النوم) [۱۸] د: مشاهدات انسان محدود به ما سوی الله است و ذات خدا، غیب الغیوب می باشد و هرگز نمی توان به مشاهده آن پرداخت و آنچه از او مشاهده می شود، جز اسماء یعنی نشانه های وجود او نمی باشد
(و اما الذات من حیث هی فلا یتجلی فی مرات من المرائی و لا یشاهده سالک من اهل الله و لا مشاهد من اصحاب القلوب و الاولیاء فهی غیب) [۱۹] و مراد از سخن امام صادق (علیه السلام) که فرمود (ما رایت شیئا الا و رایت الله فیه)، جز دیدن اسمای الهی نیست [۲۰] و از راه معرفتهای نفسانی نیز آدمی جز به مشاهده حقیقت نفس خویش، نایل نمی آید (شهودنا للحق شهود انفسها) [۲۱] (فلا یدرک الحق ادراک نفسه)[۲۲] و انسان کامل که مرات شهود حق است، جز ذات خویش را مشاهده نمی کند (فالانسان الکامل کما انه مرات شهود الحق، ذاته مراه شهود الاشیاء کلها) [۲۳]


[۱] . چهل حدیث، حدیث دهم – مقام اول ص ۱۶۹ و ص ۱۶۸٫
[۲] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۷۵٫
[۳] . صحیفه نور، ج ۱۲ و ۴، ص ۱۶۸، ۱۵۲ و ۱۵۳٫
[۴] . صحیفه نور، ج ۱۲ و ۴، ص ۱۶۸، ۱۵۲ و ۱۵۳٫
[۵] . چهل حدیث، حدیث ۲، ص ۵۶٫
[۶] . صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۵۲٫
[۷] . صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۶۸٫
[۸] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۹۸٫
[۹] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۹۸٫
[۱۰] . تعلیقات علی مصباح الانس، ص ۲۳۶٫
[۱۱] . تعلیقات علی مصباح الانس، ص ۲۳۶٫
[۱۲] . آداب الصلوه، ص ۳۳ چهل حدیث، حدیث ۶، ص ۱۲۲٫ و صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۶۸٫
[۱۳] . چهل حدیث، حدیث ۱۰، ص ۱۶۸٫ و حدیث ۱۱، ص ۱۸۰٫
[۱۴] . ر. ک : صحیفه نور، ج ۴ ص ۱۵۲٫
[۱۵] . ر. ک : تعلیقه علیس مصباح الانس، ص ۲۹۷: و عندی اذا غلب حکم الحقیقه و اندکت جبال الانیات عند ظهور نور الاوهیه و تجلی الکمال الربوبی و انقهر حکم التعینات و لوازم الامکانات عند قهر کبریائه تعالی او بروز احدیته شهد السالک نفسهامند که بعز قدسه مضمحله تحت نور عند ربه و ذلک عند قیامه الکبری.
[۱۶] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۱۷] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۱۸] . تعلیقات فصوص علی شرح الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۱۹] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۲۰] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۲۱] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۲۲] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫
[۲۳] . تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ۳۹، ۱۵، ۳۶، ۶۵، ۷۰ و ۶۱٫

منبع : مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

امام خمینی (ره) همان گونه که فقیهی ژرف اندیش، اصولی متبحر و عارفی وارسته بود در حکمت و فلسفه نیز دستی توانا داشت. سابقه تدریس طولانی و تدوین کتب وزین وی در این رشته، گواه بر این مدعاست. گرچه دیدگاههای فلسفی این فیلسوف فرزانه در این مختصر نمی گنجد ولی از باب نمونه، مروری داریم به برخی از دیدگاههایی آن؛ البته دیدگاههایی که به مسائل تربیتی، ارتباط بیشتری دارند: الف : هستی شناسی (جهان شناسی) ۱- جمیع ابعاد وجود از اعلی مراتب غیب تا ادنی منازل شهود، عین تعلق و ربط محض و وابسته به قیوم مطلق اند.[۱] ۲- جهان، نه تنها در پیدایش خود محتاج و وابسته به خداست بلکه در همه لحظه های تداوم وجود خویش نیز محتاج به اوست که اگر لحظه ای فیض حق دریغ شود، نابود خواهد شد.[۲] ۳- ارتباط میان ذات حق و جهان، از نوع ارتباط تعلقی است که پروردگار متعال احاطه قیومی بر همه ابعاد آن دارد[۳] ۴- جهان و همه ابعاد آن دارای شعورند و تسبیح همه موجودات، تسبیح شعوری است نه تکوینی؛ چون از حیات و شعور، نشأت یافته اند[۴] و البته این تسبیح را برخی از انسانهای کامل، ادارک می کنند (کما قال عبد الله بن مسعود و لقد کنا تسمع تسبیح الطعام).[۵] ۵- وجود جهان و هستی آن، وجودی ظلی و سایه گونه است و در واقع هستی آن مجزا، مستقل و غیر وابسته نیست و هویت وجودی جهان رامی توان به وجود سایه بالنسبه به صاحب آن تشبیه کرد.[۶] ۶- در جهان جز اراده او (خدا) چیزی حاکم نیست و همه گونه آفرینشها و تأثیر بخشی در اصل متکی به قدرت اوست (لا موثر فی الوجود الا الله).[۷] ۷- ما فقط از آثار وجود خدا به وجود او پی می بریم، ولی در باب درک چگونگی او، ما را توانی نیست؛ چرا که او غیب الغیوب است، و از تیر رس عقل ما به دور می باشد[۸] و البته از طریق شهود باطنی نیز نمی توان ذات احدیت را مشاهده کرد؛ زیرا انسان، حجاب خود است او از درک حقیقت وجودی خود عاجز است پس چگونه می تواند از پشت پرده حجاب وجودی خود، ذات احدیت را ادراک نماید؟.[۹] عنقا شکار کس نشود دام بازگیر کانجا هنوز باد بدست دام را ۸- جهان به خاطر اشتداد فقری جز از مجرای وسایط فیض، نمی تواند از فیض الهی برخوردار شود و آن وسایط، جز، همان حقیقت لیله القدر و اسم اعظم الهی نمی باشد که از آنان به عنوان (خلیفه الله) یاد می شود که دارا بودن دو صبغه و وجهه (یلی الخلق)و (یلی الرب)از ویژگی آن است. (خلیفه الله)هم مقام عندیت و شهود را دارا می باشد و هم متصل به خلق است؛ یعنی از سویی متصل به حق و خالق و از سویی متصل به مخلوقات است و او همان نورانیت ولایت کبری محمدی صلی الله علیه و آله و خلافت عظمای حضرت خاتم الانبیاست[۱۰] که اولین مخلوق الهی نیز می باشد[۱۱] و گاهی به عنوان (عقل)از او یاد شود.[۱۲] (و مشکل ربط حادث به قدیم از غامض ترین مسائل فلسفی است، از این راه حل می گردد) ۹- وجود…

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید !
۰ bigtheme

درباره ی ابوالفضل فدائی

ابوالفضل فدائی . مؤسس سایت مذهبی یاد خدا ، دبیر تاریخ ، برنامه نویس و طراح | علاقمند به تاریخ اسلام و مباحث مذهبی. || وب سایت های دیگر من : سایت سرای تاریخ www.sarayetarikh.ir || سایت آزمون آنلاین سرای تاریخ www.azmoon.sarayetarikh.ir || کتابخانه سرای تاریخ www.library.sarayetarikh.ir

همچنین ببینید

ویژگی های انقلاب اسلامی

هر چند که همه انقلابها در جهان در برخی از امور با هم شریک بوده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت