خانه » پرسش و پاسخ » چگونه ممکن است حضرت فاطمه(س) با ابوبکر قهر کرده باشد؟

چگونه ممکن است حضرت فاطمه(س) با ابوبکر قهر کرده باشد؟

پاسخ دکتر رجبی به شبهات وهابیت

چگونه ممکن است حضرت فاطمه(س) با ابوبکر قهر کرده باشد؟

آیا حضرت فاطمه علیهاالسلام با ابوبکر قهر کرده بودند؟ چگونه روایت پیامبر در مورد قهر کردن مسلمان ها با هم را ندید گرفته بودند؟! چرا تنها یادگار پیامبر، وصیت کردند که شبانه دفن شوند و تشییع نشوند؟

در ایام فاطمیه به سر می بریم؛ این روزها سوالات زیادی در ذهن جوانان شکل گرفته است که بخشی از آن را فرقه ضاله وهابیت در قالب شبهه، جهت تحریف تاریخ مطرح کرده است. در قسمت اول گفتگو با دکتر رجبی دوانی به این موضوع پرداختیم که آیا به خانه حضرت زهرا (علیهاالسلام) حمله صورت گرفته بود؟
حال در قسمت دوم مصاحبه به این شبهات پرداخته ایم.
آیا حضرت فاطمه علیهاالسلام با ابوبکر قهر کرده بودند؟ چگونه روایت پیامبر را در مورد قهر کردن مسلمان ها ندید گرفته بودند؟! چرا تنها یادگار پیامبر، وصیت کردند که شبانه دفن شوند و تشییع نشوند؟
با دکتر محمد حسین رجبی دوانی به گفتگو نشستیم، تا پاسخ این شبهات را از ایشان بپرسیم.

یکی از بحث هایی که وهابیت مطرح می کند این است؛ بعد از غصب فدک توسط ابوبکر، حضرت زهرا با ابوبکر قهر بودند و این حرکت با روایت پیامبر که فرمودند مومن با مومن سه روز بیشتر نباید قهر باشد چگونه جمع می شود؟ و نعوذ بالله باید بگوییم حضرت زهرا این معرفت دینی را نداشتند؟

من حالا فراتر از این خدمت شما عرض کنم، قهر مومن با مومن، این ابتدایی تر از مسائل دیگر است. ببینید سلام کردن مستحب است، ولی جواب سلام واجب است. این یک نکته، و نکته دیگر اینکه شیعه و سنی از پیامبر روایت کرده اند که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. حالا من راجع به این دو مسئله می خواهم توضیحاتی بدهم.

اگر اشتباه نکنم به احتمال قریب به یقین ابن قتیبه آورده است و شاید دیگر منابع سنی، وقتی به ابوبکر و عمر اجازه داده شد که بیایند عیادت حضرت زهرا سلام الله علیها، اینها سلام کردند اما حضرت زهرا جوابشان را نداد. آیا حضرت زهرا که مظهر اسلام است، واجبی را ترک کرده؟ چون جواب سلام، واجب است؛ و یا مسئله دیگری است؟
این جای سوال است که آخر بحثم نتیجه گیری می کنم. پس حضرت به ظاهر یک واجبی را انجام نمی دهد و حال آنکه آن حضرت هرگز خلاف اسلام عمل نمی کند و خود ایشان اسلام مجسم است.

مورد بعدی اینکه تمام منابع اهل سنت نوشته اند – حتی آن هایی که می خواهند به ما حمله کنند که شما افسانه ای برای شهادت ایشان ساختید نمی توانند انکار کنند چون سندها بسیار زیاد است – ، همه نوشته اند که حضرت زهرا از دنیا رفت در حالی که از ابوبکر خشمگین و غضبناک بود. خب اگر ابوبکر امام زمان حضرت زهرا سلام الله علیها بوده است، اگر خلافت او مشروع است، چطور می شود حضرت زهرا خشمگین نسبت به ابوبکر از دنیا رفته باشد؟ آیا می شود کسی نسبت به امام زمان خودش خشمگین باشد؟ امام کسی است که شما باید در همه چیز از او تبعیت کنید خشمگین شدن نسبت به امام یعنی بی اعتقادی به او.

لذا مشخص است که حضرت زهرا، ابوبکر را به عنوان امام نمی شناختند و آیا می توان پذیرفت که آن حضرت سرور بانوان دو عالم، نعوذ بالله به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است؟ قطعا اینگونه نیست، کسی که در دو عالم سرور تمام زنان است، معلوم می شود که در بهترین حالت ایمانی از دنیا رفته است. پس نشان می دهد که او (ابوبکر) امام نیست و خشم حضرت به درستی بوده است.

آیا حضرت زهرا با خلیفه اول قهر بود؟

این نکته را علامه امینی به زیبایی در جمع علمای سنی گفته است و از آن ها اعتراف می گیرد. اول این حدیث پیامبر را که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است را مطرح می کند، از یک یک علمای مجلس هم درباره سندش سوال می کند و همه آنها هم می گویند صحیح السند است .

بعد علامه امینی خطاب به آن ها می گوید پس من متاسفم برای دختر پیغمبرتان که همه شما هم نوشته اید که او از دنیا رفت و نسبت به ابوبکر خشمگین و ساخطه بود. آیا می توانید بگویید او ایمان نداشته و به مرگ جاهلی از دنیا رفته است؟ همه آنها در یک سکوت مرگباری قرار می گیرند که پاسخی ندارند.

اما حالا برویم سراغ آن بحث سلام. ببینید جواب سلام مومن و مسلمان واجب است. حضرت زهرا سلام الله علیها ترک واجب نکرده است، بلکه خواسته بفهماند که اینها مسلمان واقعی و مومن نیستند اگر بودند، حتما حضرت جواب می دادند. بنابر این کسی که از منظر حضرت زهرا علیهاالسلام مسلمان نیست، دیگر ایمانش هم مطرح نمی شود تا چه رسد که قهر کردن با آنها، بخواهد مطرح باشد.

اعتراف ابوبکر

تمام منابع سنی، از جمله کتاب الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری، کتاب مهم الانساب و الاشراف احمد بن یحیی بلاذری، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، و کتاب سقیفه ابوبکر جوهری، طبری و هم بسیاری دیگر همه ذکر کرده اند، ابوبکر وقتی در بستر مرگ بود، در پایان خلافتش تاسف می خورد از کارهایی که کرده است که ای کاش نمی کرد، و همچنین کارهایی که نکرد، و ای کاش می کرد.

یکی از کارهایی که ابوبکر گفت ای کاش انجام نمی دادم، همه منابع نوشته اند که ای کاش آن مردها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم، البته در ادامه می گوید: اگر چه آن خانه محلی برای توطئه علیه ما شده بود، ولی آخر عمر اظهار پشیمانی می کند و می گوید ای کاش من این دستور را نداده بودم و آن ها را مامور حمله به خانه فاطمه نکرده بودم.

نکته دیگر اینکه ابن قتیبه یک مطلبی می آورد که دلالت بر حمله اینها دارد، و آن اینکه حضرت زهرا در بستر شهادت افتاده بودند، اول همه زنان و مردان آمدند برای عیادت و خداحافظی با آن وجود مقدس، کسی نمانده بود جز ابوبکر و عمر.
حضرت زهرا اینها را به حضور نمی پذیرفت. امیرالمومنین را در فشار قرار دادند که خودش داستانی دارد تا اینکه حضرت از فاطمه زهرا اجازه گرفت که اینها بیایند.

حالا منظورم این است، ابن قتیبه هم آورده که در آنجا ابوبکر از خود حضرت عذرخواهی کرد و به اصطلاح امروز حلالیت خواست که من را ببخش به خاطر اقدامی که برای حمله به خانه شما کردیم، ولی حضرت زهرا نمی پذیرد و آن ها را به خدا واگذار می کند که خودش داستانی دارد.

چرا یگانه یادگار پیامبر اکرم در شب دفن می شود؟ آیا نباید یک مراسم تشییع با شکوهی برگزار می شد؟ این موضوع چه مفهومی دارد و آیا در منابع اهل تسنن این موضوع ذکر شده است؟

این نکته قابل توجهی است، خوب هم بیان کردید، تنها یادگار پیغمبر. کسی که پیامبر فکر می کنم استثنا است، به استقبال حضرت می ایستاد جلو می رفت و دست ایشان را می بوسید، همه هم دیده بودند چه مقام و شانی آن حضرت دارند.

همه فرق اسلامی هم بدون استثنا از پیامبر نقل کرده اند که ایشان بارها فرمودند: «انما ابنتی فاطمه هی سیده نساء العالمین من الاولین و الاخرین». خب وقتی سرور بانوان دو عالم از دنیا می رود – به هر دلیلی که باشد – باید یک تشییع با شکوهی برگزار شود. چرا باید آن حضرت وصیت کنند که من را شبانه دفن کنید، و تشییعی که آن ها حضور داشته باشند، صورت نگیرد.
اعتراف ابوبکر در اواخر عمر.

 اینها همه مفهوم دارد و اهل سنت هم اشاره کرده اند که اینها وصیت حضرت زهرا بوده و این هم برمی گردد به خشم حضرت نسبت به حاکمان غاصب زمان. لذا حضرت می خواهد اعتراض خود را برساند نسبت به غاصب بودن اینها و خائن بودن هر کسی که با اینها همراهی کرد.

لذا شما می بینید در خطبه فدکیه که خطبه اثبات ولایت است، حضرت به مردم اعتراض می کنند که چرا سکوت می کنید؟ شما که می دانید حق کجاست؟ چرا اینگونه رفتار کردید؟ حضرت مردم را محاکمه می کنند.

پس آنهایی که خیانت کردند و با غاصبین همکاری کردند هم، در جرم آن ها شریک اند. فلذا صلاحیت ندارند در تشییع حضرت زهرا (علیهاالسلام) باشند، پس وصیت می فرماید که شبانه و بدون تشییع دفن شوند.

یکی از شبهاتی که وهابیت وارد می کنند برای اینکه بگویند مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) فقط یک افسانه است، این است که در آن عصر، خانه ها درب نداشتند و با پرده پوشیده می شده است. پس چگونه حضرت فاطمه پشت در ماندند و آن فجایع اتفاق افتاد؟ آیا این مطلب صحیح است؟

ما شواهد و قرائن زیادی داریم که نشان می دهد خانه ها باید در داشته باشد و اصلا معنا ندارد که خانه ای در نداشته باشد. درست است که در عرب معماری خیلی معنایی نداشت ولی در به عنوان حائلی که خانه را نسبت به بیگانه و بیرون حفظ کند، یک حکم عقلی است؛ آن هم در عربی که جاهل و غارتگر زیاد است و می توانست شبانه حمله کند و غافلگیر کند.

مضافا اینکه در نقل ابن قتیبه دینوری سنی آمده که عمر آمد پشت باب یعنی در، و فریاد زد که اگر در را نگشایید… پرده که دیگر باز کردن ندارد – به خصوص ابن قتیبه می گوید آتش به دست گرفته بود و تهدید می کرد که اگر در را نگشایید من به آتش می کشم.

ما فقط یک نقلی را با توجه به موضوع در می یابیم که باید همینطور باشد. در زمان عمر در سال هفده هجری یعنی شش سال پس از رحلت پیامبر و آن فاجعه های رخ داده، کوفه وقتی تازه ساخته شده بود، خانه مردم کوفه با نی درست شده بود و در نداشت چون همه نظامی بودند و هنوز خانواده خود را نبرده بودند، سعد بن ابی وقاص اولین فرمانروای شهر بود. او خانه ای برای خود ساخته بود و دنبال در می گشت، فرستاد از مدائن از خانه های آنجا دری کندند و آوردند به خانه اش نصب کردند.

بنابر این شواهد و قرائن دلالت بر این دارد که خانه ها در داشته است و جریان سد الابواب که همه اصحاب، آمده بودند کنار خانه رسول الله خانه ساخته بودند و دری را به داخل مسجد باز کرده بودند. اما بعد گفته شد این درها بسته شود الا در منزل امیر المومنین. لذا در این موضوع شکی نیست و عقلا هم پذیرفتنی نیست – به خصوص با آن خوی وحشی گری عرب – که منازل آنها در نداشته باشد.
اگر هم بپذیریم عرف آن ها این بوده که در نداشتند، اتفاقا اهل بیت به سبب قداستی که دارند باید خلاف عرف عمل کنند و خانه هایشان در داشته باشد. و قرآن هم وقتی می گوید از در خانه ها وارد شوید، یعنی در داشته اند.

منبع :عصر شیعه

درباره ی ابوالفضل

ابوالفضل هستم ، دانشجوی دانشگاه فرهنگیان ، و سعی دارم که در این سایت بیشتر مطالب مذهبی و...قرار بدهم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت